همیشه با دوستان و اطرافیان سر جبرو اختیار بحثهای دوستانه

فلسفی داشتیم،و من همیشه سمت اون قسمتی بودم که

میگفتم زندگی اختیاری نیس و همیشه هم با کرور کرور

دلایل بی منطق رو ب رو میشدم،طوری که مدتی بد کلا ول

کردم این بحثا رو و هیچ وقت شرکت نکردم توش،

تا همین دیشب که خوابی رو دیدم

من مدتیه در حال فراموشیه چیزی هستم ،ولی دیشب

خوابش رو دیدم و تمام رشته ها پنبه شدن!!!

میخوام بگم حتی قسمت فراموشیه ذهن ما هم اختیاری

نیست ،چه برسه به بقیه قسمتای زندگی!