دستفروشی که کارهای مثبت هیجده میکرد

یه بار توی بازار در حال انجام کارهای همیشگی بودم،یه

دستفروشو دیدم صابون خارجی نصف قیمت میفروشه،

چون مصرف داشتیم از قیمت با خبر بودم،پرسیدم چرا

انقد ارزون میدین؟ اونم گفت کولبر میاره و از این

جنساییه ک گمرکی نمیخوره و از این جور داستانا تعریف

کرد،ما هم خریدیمو اوردیم خونه،کیفتش و بوش و همه

چیزش مشابه جنسی بود که قبلا استفاده میکردیم،

تا اینجا اوکی بود همه چی،تا اینکه یکی دو هفته گذشت

ومتوجه تغییر صابون شدم،اصلا سیستمش فرق کرد انگار

که از صابون خارجی تبدیل شد به صابون مراغه!!

خدایی بازم دمشون گرم که روی کارو خارجی زدن مغزشو

مراغه ،فکر خلاف تا کجا میره،واقعا بعضیا شیطونم درس

میدن همینه

این قضیه برای چند سال پیشه و من از اون به بعد از

دستفروش جماعت چیزی نخریدم و هر چی بین منو اونا

بو تموم شد و کات فور اور شد.

لئون

ماتیلدا:من براش بیشتر مادر بودم تا اون خوک کثیف

لئون:درباره خوکا این جوری حرف نزن ،اونا از اکثر آما

بهترن!!!

کشتی نجات

این سازه چوبیو برای رفع استرس گرفتم تا موقع ساختن افکارم از

روزمره بیرون بیاد تا حدودی،اون sنارنجی روی پرچم

نشونه اصالت کاره و ثابت میکنه که خودم رنگش

کردم😎

این عکس قبل رنگامیزش اضافه شد به پست تا مشخص

بشه فرقشون

گوربه ها هم انسانن

این فیلم ثابت میکنه که گربه ها انسانن و مدل خوابیدنشونم شبیه

آدماس،چند سال پیش این بچه گربه ها رو پیدا کردم و این

فیلم برای همون موقع است

برای دیدن ویدیو کلیک کنید

این پست مثبت هیژده میباشد

یک تجربه ایو با دوستان میخام به اشتراک بزارم و به یه

شکلی بیانش میکنم که خوب تو یادتون بمونه،

اگه توی کاری استعداد دارید و بلدید هیچ وقت عین قاشق

نشسته نپرید وسط که بلدم بلدم من بلدم ،

اول بزارید ازتون خواهش کنن و التماستون کنن بد

انجامش بدید،زخم خورده ها خوب درک میکنن چی میگم

اگه میخای شان و منزلت و شخصیتت حفظ شه این پستو

سیو کنو بفرست به دوستات

فکرشو کن بلاگفا همچین امکاناتی اضافه کنه،با این

سرعته تغییراتی که من توش میبینم حداقل برای اینکار سه

ملیارد سال نوری زمان میبره😂

قطعا برای شما هم اتفاق افتاده است

یادمه در زمان های دور ،اونموقعی که خر میزدو الاغ میرقصید

و من کارم تشریفات مجالس بودو تیم داشتیم(چند سال

پیش)قرار بر این شد که برای کل تیم کت شلوار بخریم و

همه ست بشن،از اونجایی که همه قشر زحمت کش کارگر

بودن،یه جاییو پیدا کردیم تو حسن آباد تهران که یک پنجم

قیمت کت شلوار میداد،خلاصه چهل نفرو به خط کردیم

بردیم مغازه تا سایزشون هر کی یه کت و شلوار ور داره،

خلاصه خودمم یه دونه از همونا ور داشتم،و علاوه بر

سرکار خیلی جاهای دیگه ام میپوشیدمش،جای جالب

اینجاس هر کی میدید میگفت چه کت شلوار قشنگیه چقدر

بهت میاد،از کجا خریدی!!!! منم رو نمیکردم که ارزونترین

کت شلوار بازاره،و همه فکر میکردن کلی قیمتشه،جای

جالب اینجاس حالا اون گرون قیمتا رو میپوشیدیم هیچی

نمیگفتن و سوالی نمیپرسیدن!!!

یعنی ایرانی نیستی حداقل یه بار یه خرید و برد اینچنینی

تو پرنده زندگیت نباشه،و هر سری یه سیس عقاب نگیریو

این داستانو تعریف نکنی😎

به روز شده های بلاگفا

سه تا پست در بروز شده ها پشت هم،و هر سه شکایت و ناله

ناراحتی،دقیقا همینجا بود که فهمیدم اوضاع خیلی خیطه!

کشکه پوکر فیس

داشتم از این کشکای ورقه ای میخوردم،که به صورت

رندوم برخوردم با این طفلک،دیدم با چهره پوکر فیس داره

منو نگاه میکنه،فکر کنم راضی نیست بخورمش!

شایدم از اینکه خانوادشو خوردم شاکی شده