باز باران با ترانه
یک ویدیو و یک دنیا حـــــــس خــــــــــــــوب♥️
یک ویدیو و یک دنیا حـــــــس خــــــــــــــوب♥️
مطمعنا برای شما هم پیش اومده که یه جنسیو ارزون تر
از اون چیزی که مادر پدر یا خواهر برادر یا حتی
دوستاتون بخرید،و اون لحظه که جنسو خریداری میکنه
آدم یه حس بردن و این مدلی داره😎
منم چند وقت پیش دیدم یه دستفروش سفره یک بار
مصرف بساط کرده و قیمتش نصف اون چیزیه که همیشه
میخریم این ب کنار حجمشم قشنگ چهار پنج برابره
منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم پنج بسته لطفا😎
این سفره ها رو برای محل کار خریدم ،به دلیل رعایت
پروتوکلهای بهداشتی
خلاصه که بردم محل کار و با یه حس پیروزی این مدلی
😎که مطمعنا همتون تجربه کردید و میدونید چی میگم
موقع ناهار شد اومدیم این سفره رو باز کنیم سفره نگو بال
مگس در این حد نازک و بی کیفیت،فقط برای باز کردنش
حداقل هیجده نفر میخواد که با ظرافت هر چه تمام تر از
هر گوشش بگیرن و میلیمتری باز کنن تا جر وا جر نشه از
همه جهات ممکن،هر چقدرم ارامشو ظرافت خرج بدی
بازم در آخر یه تیکه سفره که انگار از دهن گرگ بیرون
کشیده شده همه جاش سوراخ سوراخ عین جیگر زلیخا
خلاصه که در اخر یکی دو متر تور بهت تحویل میده نه
سفره،همه با نگاهای خنده دار که هزار معنی میداد
مینگریستن به من،الان چند روزیه موقع ناهار برنامه
مسخره کردنشون به راهه،تو فکرمه برم یه چهار بسته
سفره با کیفیت با شکل و شمایل همونا حتی به قیمت
چند برابر تهیه کنم و به صورت سوسکی جایگزین سفره
های بی کیفیت کنم تا به بسته بدی رسید بگم هه اون یه
دونه اینطوری از آب در اومد و تبرعه بشم☹️
بالاخره بد سالها تحقیق و صبر تتو کاری که بتونه اون طرح
مد نظرم رو خوب به تصویر بکشه و منظورو
مفهوم یک دنیا حرف رو روی یک تتو نشون بده رو پیدا
کردم؛هزینه اجرای تتو ۷۵تومن شد که واقعا با این
رقم طبیعیه که یه تتو آس و در حد در بیاد
فقط دوستان به دلیل لو نرفتن طرح و دلایل شخصی
عکس تتویی ک زدم رو رمز دار میکنم،هر کسی رمز
خواست بگه تا براش ارسال کنم ،دقت داشته باشید حتی
به خواننده های خاموش هم رمز تعلق میگیره فقط کافیه
بخوان و آدرسشونو بزارن تا رمز ارسال بشه♥️
آیا ما افکار را کنترول میکنیم؟
یا افکار ما را؟
شاید جالب باشد که بدانید افکار که وارد ذهنمان شد
دیگر دست ما نیست که خارجشان کنیم
به مانند انسانی که روی زین اسبی مینشیند
و افسار اسب را در دست میگیرد و میتازد
هر جایی که دلش بخواهد حیوان زبان بسته را
میبرد ؛تشنه و گرسنه
هوا چه افتابی باشد چه بارانی
چه سرد باشد چه گرم
فرقی نمیکند فقط میتازد
کافی است لحظه ای اسب خسته شود
شلاق های کوفتی هستند که روانه تنو بدن
حیوان بی زبان میشوند
قبل از هر کاری بهتره عواقبش رو در نظر بگیریم
تا افسارمون رو در دست نگیرن افکار لعنتی!
قدیمیا یه حرفی تو همه برهه های زمانی گفتن
اینکه بد از هر سختی آسونی هست
به نظرم بد هر آسونی هم سختی هست
ینی قانون دنیا همینه،و کاریشم نمیشه کرد
به قول یکی از دوستان بلاگفایی که میگفت
هر تعداد که صبح دیدی باید به اندازه همون شب ببینی
دو روز رفتیم مسافرت ریلکس کنیم
به لطف برادران شهرداری و اداره جات برق و کارهای
اداری از دماغمون در اومد ، با توجه به
اتفاقاتی که افتاد و بازش نمیکنم در این پست
یکم فکرو خیالم بهم ریخته بود
گفتم برم تو شهر و چند نفریو بکشم و چند تا ماشین آتیش
بزنم تا حالم بهتر بشه
بد از سه سال کار مداوم و پی در پی ،از تهران خارج شدم
و برای یه تفریح چند روزه اومدم تخت سلیمان
و این طلسم شکسته شد
تو این سه سال نه تعطیلی نوروز داشتم
نه جایی تونستم برم ،
نه تعطیلی جمعه داشتم نه حتی خواب
۲۴ساعت رو در حال کار بودم،وقتی با استرس ساعت
۲شب میخوابی و هر نیم ساعت یه بار به خاطر فکرو
خیال و کارای فردا بیدار میشی،این ینی که کل زندگیت
با کار آمیخته شده و تمام وقت در حال کاری
راستی غار علی صدر هم اومدم حالا شاید بدا عکساشو بزارم
اضافه شد:
اینم یه ویدیو از یه آبشار بکر تقدیم به دکتر مهندسای
بلاگفا

این گلها بذر هاشو خودم پرورش دادم،ینی یه بار ۴عدد بذرشو
خریدم و کاشتم و همونا رشد کردن و بذرهاشو نگر داشتم
و الان چند هفته ایه کاشتمش،یه حس اینکه بچمه رو
بهشون دارم،گل پیچک رونده نیلوفر
حداقل یه دو سالی بود این دونه ها رو نگر داشته بودم تا
یه موقیت مناسب پیش بیاد و بکارمشون
۴عدد بذر شد اینمه گل،اینا حتما اندازه یه باغ بذر میدن
و اون موقع هم باز میکارمشون تا این زنجیر قطع نشه
طبیعت هوشمنده و قوانین خودشو داره ،باید بهش احترام
بزاریو بی تفاوت از کنارش رد نشی تا کل زندگیت عین
ساعت همه قطعاتش خوب کار کنن . . . . . .
+حس خوبه این عکس رو به همه دوستانم که این پست رو میخونن و میبینن تقدیم میکنم🌷
دوران دبیرستان که بودیم یه همکلاسی داشتیم دقیقا زندگیشون
عین این فیلم بچه های آسمان بود؛
وضع مالی خوبی نداشتن یه کاپشن خریده بودن و دو تا
داداش میپوشیدن؛این داداش بزگتر بود شیفت صبح
میپوشید،و داداش کوچیکه شیفت ظهر
چون کاپشنو سایز برادر کوچیکه خریده بودن این طفلی
که میپوشید آستیناش تا آرنجش میومد و خیلی به تنش
کوچیک بود،در عوض اینا عجب درس خونی بود
ما رشتمون ریاضی فیزیک بود از معلم حسابان و جبر
ایراد میگرفت،خیلی مسائل که معلم نمیتونست حل کنه
رو این بچه حل میکرد،خلاصه که شاگر زرنگ مدرسه بود
و همیشه هممون فکر میکردیم فیزیک هسته ای
یا یه رشته خیلی شاخ با حقوق بالا در آینده منتظر اینه
خلاصه اینو چند وقت پیش تو محل به صورت اتفاقی
دیدم،جویای احوالش شدم و پرسیدم چی شد؟چیکارا
میکنی؟گفت هیچی بلوک سیمانی درست میکنم و شبا
نگهبان همون مجموعه ام،اوضاع احوال خوبی نداشت
منم دیگه زیاد سوال پیچ نکردم که غرورش خدشه دار شه
با یه خوشحال شدم از دیدنت ازش خداحافظی کردم،
در عوض نفر میشناسم دو سال نیست رفته تو کار رادیاتور
سازی ماشین،الان لندکروز زیر پاشه،نه گنج پیدا کرده نه
چیز دیگه ای،همش از طریق همین فن
یه همسایمون که مو به مو از زندگیش با خبرم
چند سال نیست مکانیک شده و الان بدون تدردید ماهی
پونصد ملیون درآمدشه،اونوقت اونی که درس میخونه
چندین سال دود چراغ میخوره با حقوق هشت الی ده
ملیون با هزار منت و رزمه و حالا خبرت میکنیم
استخدامش میکنن
دوست نداشتم اینو پست کنم ولی انگار باید با حقیقت کنار
بیان والدین،بفهمن در ازای وقت گران بها دارن یه تیکه مقوا
میگیرن و بچه رو حیف میکنن!
وقتی دوران آموزشی رو تو ارتش تموم کردم وتقسیم شدیم
به پادگان،وارد آسایشگاه که شدم؛سربازهای قدیمی کلا
ارشدن به سرباز های جدید،ینی یه سربازی یک روزم از تو
بالاتر باشه میتونه بهت دستور بده و این قسمت بده سربازی
تو ارتشه
یه وجب جارو دادن بهم و گفتن کل سنگ ریزه های روی
آسفالت رو جارو کن،یه کاره کاملا بیهوده و هدر دادن
الکی نیرو انسانی؛با اون جارو چندین ساعت طول میکشید
و واقعا کمر آدم درد میگرفت
فقط برای اینکه مثلا بگن کی اینجا رئیسه؛
کار جارو کردنم تا شب موقع شام طول کشید
ینی تمومم نشده بود فقط به خاطر شام گفتن بیا
و قابلمه شامم دادن ک بشورم,ارشد اسایشگاه قابلمه رو
میگرفت توی نور؛ کافی بود یه حباب کف ببینه روش
دوباره تایدو ول میداد تو قابلمه و میگفت دوباره بشور
کسایی رو هم انتخاب میکنن برای اینکارا که از آزار روح
دیگران روحشون آروم میگیره و لذت میبرن؛
خوشحالم که هیچ وقت ارشد نشدم تا این انرژی منفی تا
آخر عمرم دنبالم باشه🙏
هر کاریو میخوام شروع کنم یا جایی میخوام برم
یا هر چیزی؛اول سلامت روانم رو در نظر میگیرم
هر فیلمیو نمیبینم؛هر آهنگیو گوش نمیدم
حتی با هر کسی رفتو آمد نمیکنم؛هر جایی نمیرم
غذای هر کسیو نمیخورم
خیلی هزینه های سنگینی داشته برام آروم کردن این
فکرو ذهن؛ارزش بهش قائلم و با چار تا چیز زود گذر فیک
این ارزش رو به حراج نمیزارم...