مدتیه گوشیم که زنگ میخوره استرس میگیرم،یعنی نشده

یکی زنگ بزنه یه تماس مثبت بینمون باشه

یا کار دارن یا پول میخوان ،یا کارای اداری تو مرحله

وخیم قرار داره ،یا چکا موعدش دونه دونه قراره برسن

یا نگهبان زنگ میزنه درخواستای متعدد داره

آب نیست ،برق نیست،گاز نیست ،چای نیست،قند نیست

و هزارو یک داستان که در این مقال نمیگنجه بیانش

واقعا فکر نکنید کسایی که مدیر یه بخشن تو عشقو حالن

و کیف میکنن از اینکه کارفرمان، نه این برنامه ها نیست

بد بختا همش تو استرسن، تفریحاتشونم محدوده

شاید یه ناهار با آرامش خاطر کامل نخورن

یا یه چرت ظهرگاهیشون مثل آدم ایزاد نباشه

حالا خیلیاشونم هستن تو بخش دولتی عشقو حالم میکنن

ولی وقتی مسعول تمام کارها خودت باشی صفر تا صد همه

چی گردن خودت باشه این کارو خیلی سخت میکنه

از کار اداری بگیر تا خرید‌ مواد اولیه و سرو کله زدن با

مستاجرو کارگرو ارگانهای دولتی و مشکلات شخص خودت

اصلا زندگی باقی نمیزاره برات،فقط هی منتظری تا کارات

ردیف شه و کمی بارش از دوش ورداشته شه

که خدا رو شکر کاری حل میشه بدون استراحت داستان

بدی تو صفه تا خوابو خوراکو زندگیو حروم کنه!