پوله خیلی خیلی زیاد
چند وقت پیش یه داستانی برام پیش اومد که میتونستم از توش
یه پول هنگفتی در بیارم،ولی مال خودمم نبود یه جورایی
حروم به حساب میومد،و اینکه هیچ اتفاقیم نمیفتاد برام و
هیچ مدرکی بر علیه من وجود نداشت،ولی اینکارو نکردم
و بر این باور بودم که من اهل حروم خوردن نیستم ،مدتی
گذشت پیش عموم بودم و داستانو تعریف کردم که اقا من
شرایطشو داشتم ولی بر پایه اعتقاداتم وایسادم و حروم
نخوردم،عموم یه حرف خوبی زد که من رو از لحظه ای که
حرفو زد به فکر برد تا به الان(حرف برای یک سال پیشه)
گفت تو حروم نخوردی چون احتیاجی نداشتی،اگر زنو
بچت گشنه میموندن ،بیکار بودی تحت فشار مالی بودی
اونوقت چی؟بازم میتونستی نه بیاری؟!
دیدم عجب حرف زد!!!
من اهل سرهم کردن داستانای تخیلی نیستم و از خودم
قهرمان و اسطوره بسازم و بگم نه حروم نمیخوردم!
اگه تحت فشار بودم قطعا ماجرا فرق میکرد!
این داستان به نظرم خیلی آموزنده است،
همه ما تو شرایط خاص واکنش های متفاوتی داریم
اینکه خیانت نمیکنیم،دزدی نمیکنیم دروغ نمیگیم فقط به
خاطر اینه تو شرایطش قرار نگرفتیم،اگه مجبور شیم
انجامش میدیم!
زندگی مانند یک پیانو اســـت